حلوای یاد بود
۴ هفته پیش
امروز روز عید بود و دلم برای بابابزرگم تنگ شد❤️ یه حلوا به یادش پختم ، خیییلی دوسش داشتم🥰 بنده خدا یکم مغرور بود به روش نمیاورد اما اونم مارو خیییلی دوس🥰 داشت ،هرهفته جمعه ها میرفتم خونشون یه خاطره ازش دارم یه روز جمعه رفتم اونجا دیدم بابابزرگ مثل همیشه داشت تلوزیون تماشا میکرد و مادربزرگم تو آشپزخونه چایی دم میکرد 🫖منم طبق معمول رفتم تو گوشی اون بنده خدا تلوزیونو خاموش کرد با من حرف بزنه ولی من تو گوشی بودم یهو گفت :چیه همین گوشیا دستتون میگیرین همش😠😡 اولش یکم ازش ترسیدم😣🥺 دادزد اما بعد دیدم راست میگه گوشی مو گذاشتم کنار الان دلم براش تنگ شده❤️ نیست دیگه که برم پیشش🥀🥀 ،قدر لحظه های بودن باهم بدونین و گوشی رو کنار بزارین وقتی میرین دیدن خانوادتون و پدربزرگ مادربزرگتون که شیرین ترین لحضه های زندگیتونو از دست نداده باشین 🌺🌺
...
طرز تهیه و دستور پخت های مرتبط